در باب تواضع
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 5:07
پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۹ یکی خوب کردار خوش خوی بودکه بد سیرتان را نکو گوی بودبه خوابش کسی دید چون در گذشتکه باری حکایت کن از سرگذشتدهانی به خنده چو گل باز کردچو بلبل به صوتی خوش آغاز کردکه بر من نکردند سختی بسیکه من سخت نگرفتمی بر کسیحضرت سعدیبرچسبها: یکی, خوب, کردار, خوش خوی بود, تواضع نوشته شده ...
شود روشن آیینهٔ دل به آه
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 5:07
پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۹ پلیدی کند گربه بر جای پاکچو زشتش نماید بپوشد به خاکتو آزادی از ناپسندیدههانترسی که بر وی فتد دیدههابراندیش از آن بندهٔ پر گناهکه از خواجه مخفی شود چند گاهاگر بر نگردد به صدق و نیازبه زنجیر و بندش بیارند بازبه کین آوری با کسی بر ستیزکه از وی گزیرت بود یا گریزکنون کرد باید ع...
چیزی شبیه کرونا ۱۰۲ سال پیش با مردم جهان چه کرد
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 5:07
سال ۱۹۱۸ میلادی که آنفلوآنزای اسپانیایی آمد، کسی منتظرش نبود؛ به جایش اروپاییها و ابرقدرتهای نظامی افتاده بودند به جان هم و به جان دیگران و بخشهای بزرگی از آسیا، اروپا، آفریقا و خاورمیانه را میدان جنگهای منفعتطلبانه خودشان کرده بودند. وقتی هم که بیماری از راه رسید، هیچیک از طرفین درگیر جنگ، صدایش ...
بر غیر نگفتیم و نگوییم
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 1:46
المنة لله که در میکده باز استزان رو که مرا بر در او روی نیاز استخمها همه در جوش و خروشند ز مستیوان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز استاز وی همه مستی و غرور است و تکبروز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
من پریشانتر از آنم که تو میپنداری
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 1:46
ای که برداشتی از شانه موری باریبهتر آن بود که دست از سر من برداریظاهر آراستهام در هوس وصل، ولیمن پریشانتراز آنم که تو میپنداریهرچه میخواهمت از یاد برم ممکن نیستمن تو را دوست نمیدارم اگر بگذاریمو
ما نامدیم از بهر نان
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 21:49
من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیاآن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیابر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقاندور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ساقیانانی بده نان خواره را آن طامع بیچاره راآن عاشق نان
در اخلاق درویشان
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:03
یکی پرسید از آن گم کرده فرزندکه ای روشن گهر پیر خردمندز مصرش بوی پیراهن شنیدیچرا در چاه کنعانش ندیدی؟بگفت احوال ما برق جهان استدمی پیدا و دیگر دم نهان استگهی بر طارم اعلی نشینیمگهی بر پشت پای خود نبین
مردم بی عیب کجاست
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:03
روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاستمی ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواستنوبه زهدفروشان گران جان بگذشتوقت رندی و طرب کردن رندان پیداستچه ملامت بود آن را که چنین باده خورداین چه عیب است بدین بیخردی
مرا برده ای از یاد
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:30
ای آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟ بیگانه شدی، دست مریزاد، کجایی؟ دردام توام، نیست مرا راه گریزی من عاشق این دام و تو صیاد کجایی؟ محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت آوار غمت بر سرم افتاد،کجایی؟ آسودگی ام،
دزدیده می بینم ترا
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:30
دزدیده می بینم ترا شوق تو دارم درخفا چون سایه دنبال توام وه که نمی بینی مرا پنهان کنم خود را زتو ای ماه تاب روشنا چون زورقی تنها شدم ( دریای بی پایاب
کیست امشب حلقه بر در میزند
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 4:59
کیست امشب حلقه بر در میزند میهمانی، آشنایی، محرمی؟ یا که ره گم کردهای آزرده جان تا بیاساید ز رنج ره دمی؟ کیست امشب حلقه بر در میزند؟ هرزه مستی، رانده از میخانهای در پی میخانه اینجا آمده تا بگیرد
رنگ رخسار خبر میدهد از سر ضمیر
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 21:47
ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر در آفاق گشادهست ولیکن بستهست از سر زلف تو در پای دل ما زنجیر من نظر بازگرفتن نتوانم همه عمر از من ای خسرو خو
خاک را زنده کند تربیت باد بهار
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 21:47
امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم خواب در روضه رضوان نکند اهل نعیم خاک را زنده, کند تربیت, باد بهار, سنگ باشد که دلش زنده, نگردد به نسیم بوی پیراهن گم کرده خود میشنوم گر بگویم همه گوین
ما به روی دوستان از بوستان آسودهایم
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 21:47
ما به روی دوستان, از بوستان, آسودهایم گر بهار آید وگر باد خزان آسودهایم سروبالایی که مقصود است اگر حاصل شود سرو اگر هرگز نباشد در جهان آسودهایم گر به صحرا دیگران از بهر عشرت میروند م
ز کینه دور بود سینه ای که من دارم
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 21:47
ز کینه, دور بود سینه, ای که من دارم, غبار نیست بر آیینه ای که من دارم, ز چشم پر گهرم اختران عجب دارند که غافلند ز گنجینه ای که من دارم, به هجر و وصل مرا تاب آرمیدن نیست یکیست شنبه و آدینه ا
حال دلم خوب نیست .
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 21:47
این روزها حال دلم خوب نیست, . دلم به حال دلم می سوزد ! شاید کمی باران آره شاید کمی باران بشوید غصه هایم را . سکوت می کنم اما سکوت هم فریاد دارد که حال دلم خوب نیست, ! شاید معجزه ای.... 23 تیر 139
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 21:47
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب, که نیفتد, به کسی کار کسی هر کس آزار من زار پسندید ولی نپسندید دل زار من آزار کسی آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد هر که چون ماه برافروخت شب ت
شکستم!
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 21:47
دیوار شکستم, تو نبودی من بودم و یک قلب پریشان تو نبودی ناشی
از چه میترسی دگر بعد از سیاهی رنگ نیست
-
تاریخ: 1397/2/7 ساعت: 10:14
پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۹۶هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیستپنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نیستدر که خواهم بستن آن دل کز وصالت برکنمچون تو در عالم نباشد ور نه عالم تنگ نیستشاهد ما را نه هر چشمی چنان بیند که هستصنع را آیینهای باید که بر وی زنگ نیستبا زمانی دیگر انداز ای که پندم میدهیکاین زمانم گو...
تلگرام
-
تاریخ: 1397/2/7 ساعت: 10:14
تا تو آمدی ! همه رفتند.نمی دانم چگونه ؟ اما رفتند.حتی رنگ آسمان را فراموش کرده ایم .خوش بحال فیزیوتراپ های شهر !!!تا تو هستی همه تنهاییم .شهری به سرانگشتی اداره می شود .همه شده ایم پطرس!سرانگشت همه بی حس شده .تحملی نیست دیگر انگشتان ما راچون از دروغ سد صداقتمان سوراخ شده!!!لعنت برتو لعنت برتو که علت...