خرید بک لینک
پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۹  یکی خوب کردار خوش خوی بودکه بد سیرتان را نکو گوی بودبه خوابش کسی دید چون در گذشتکه باری حکایت کن از سرگذشتدهانی به خنده چو گل باز کردچو بلبل به صوتی خوش آغاز کردکه بر من نکردند سختی بسیکه من سخت نگرفتمی بر کسیحضرت سعدیبرچسبها: یکی, خوب, کردار, خوش خوی بود, تواضع نوشته شده توسط عباس امیری قاسم آباد در 10:46 |  لینک ثابت   •  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 5:07

پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۹  پلیدی کند گربه بر جای پاکچو زشتش نماید بپوشد به خاکتو آزادی از ناپسندیدههانترسی که بر وی فتد دیدههابراندیش از آن بندهٔ پر گناهکه از خواجه مخفی شود چند گاهاگر بر نگردد به صدق و نیازبه زنجیر و بندش بیارند بازبه کین آوری با کسی بر ستیزکه از وی گزیرت بود یا گریزکنون کرد باید عمل را حسابنه وقتی که منشور گردد کتابکسی گر چه بد کرد هم بد نکردکه پیش از قیامت غم خود بخوردگر آیینه از آه گردد سیاهشود روشن آیینهٔ دل به آهبترس از گناهان خویش این نفسکه روز قیامت نترسی ز کسحضرت سعدیبرچسبها: سعدی شعر روز قیامت نوشته شده توسط عباس امیری قاسم آباد در 10:54 |  لینک ثابت   •  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 5:07

  سال ۱۹۱۸ میلادی که آنفلوآنزای اسپانیایی آمد، کسی منتظرش نبود؛ به جایش اروپاییها و ابرقدرتهای نظامی افتاده بودند به جان هم و به جان دیگران و بخشهای بزرگی از آسیا، اروپا، آفریقا و خاورمیانه را میدان جنگهای منفعتطلبانه خودشان کرده بودند. وقتی هم که بیماری از راه رسید، هیچیک از طرفین درگیر جنگ، صدایش را در نیاوردند؛ نه آمریکا، نه چین، نه فرانسه، نه امپراتوری آلمان، نه روسیه و نه بریتانیا. این وسط فقط اسپانیا که در جنگ بیطرف بود. این کشور، اعلام کرد که مردمانش در حال مرگ هستند و اینطوری شد که نام بیماری شد آنفلوآنزای اسپانیایی. گروه گروه سربازان در جبههها و مردم در شهرها مُردند تا بالاخره تعدادی از ابرقدرتهای نظامی بر تعدادی دیگر پیروز شدند و چند ماه بعد از بروز بیماری، جنگ تمام شد. بیماری البته تمام نشد. آنفلوآنزای اسپانیایی حدود یک سال و نیم در جهان کشتار کرد و به دلیل جابهجایی انبوه سربازان در مناطق جغرافیایی و همچنین ناشناخته بودن بیماری و کمبود امکانات درمانی، مقابله موثری با آن صورت نگرفت. حالا بماند که علاوه بر جنگ و درگیری نظامی متجاوزان در بسیاری از کشورهای فقیر دنیا قحطی و گرسنگی هم مجالی برای مردم نمیگذاشت که بخواهند با یک بیماری مهلک و بهشدت مسری مقابله کنند.سربازان با ماسک به جبههها میروند!چند میلیون نفر مُردند؟آنفلوآنزای اسپانیایی بر خلاف اغلب انواع آنفلوآنزا که سالمندان و کودکان را بیشتر درگیر میکند، سروقت جوانترها میرفت. خیلی از جوانانی که از آتش مسلسل و توپ و خمپاره و بمب جان به در بردند در مقابل این بیماری تسلیم شدند و از جبههها به خانه بازنگشتند. سردرد، خستگی، سرفههای خشک، بیاشتهایی و تعریق شدید نشانههای اصلی این بیماری بودندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 5:07

المنة لله که در میکده باز استزان رو که مرا بر در او روی نیاز استخمها همه در جوش و خروشند ز مستیوان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز استاز وی همه مستی و غرور است و تکبروز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز استادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 1:46

ای که برداشتی از شانه موری باریبهتر آن بود که دست از سر من برداریظاهر آراستهام در هوس وصل، ولیمن پریشانتراز آنم که تو میپنداریهرچه میخواهمت از یاد برم ممکن نیستمن تو را دوست نمیدارم اگر بگذاریموادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 1:46

من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیاآن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیابر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقاندور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ساقیانانی بده نان خواره را آن طامع بیچاره راآن عاشق نانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 21:49

یکی پرسید از آن گم کرده فرزندکه ای روشن گهر پیر خردمندز مصرش بوی پیراهن شنیدیچرا در چاه کنعانش ندیدی؟بگفت احوال ما برق جهان استدمی پیدا و دیگر دم نهان استگهی بر طارم اعلی نشینیمگهی بر پشت پای خود نبینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاستمی ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواستنوبه زهدفروشان گران جان بگذشتوقت رندی و طرب کردن رندان پیداستچه ملامت بود آن را که چنین باده خورداین چه عیب است بدین بیخردیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

ای آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟ بیگانه شدی، دست مریزاد، کجایی؟ دردام توام، نیست مرا راه گریزی من عاشق این دام و تو صیاد کجایی؟ محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت آوار غمت بر سرم افتاد،کجایی؟ آسودگی ام،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 1:30

دزدیده می بینم ترا شوق تو دارم درخفا چون سایه دنبال توام وه که نمی بینی مرا پنهان کنم خود را زتو ای ماه تاب روشنا چون زورقی تنها شدم ( دریای بی پایابادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 1:30

کیست امشب حلقه بر در میزند میهمانی، آشنایی، محرمی؟ یا که ره گم کردهای آزرده جان تا بیاساید ز رنج ره دمی؟ کیست امشب حلقه بر در میزند؟ هرزه مستی، رانده از میخانهای در پی میخانه اینجا آمده تا بگیردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 4:59

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر در آفاق گشادهست ولیکن بستهست از سر زلف تو در پای دل ما زنجیر من نظر بازگرفتن نتوانم همه عمر از من ای خسرو خوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 21:47

امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم خواب در روضه رضوان نکند اهل نعیم خاک را زنده, کند تربیت, باد بهار, سنگ باشد که دلش زنده, نگردد به نسیم بوی پیراهن گم کرده خود میشنوم گر بگویم همه گوینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 21:47

ما به روی دوستان, از بوستان, آسودهایم گر بهار آید وگر باد خزان آسودهایم سروبالایی که مقصود است اگر حاصل شود سرو اگر هرگز نباشد در جهان آسودهایم گر به صحرا دیگران از بهر عشرت میروند مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 21:47

ز کینه, دور بود سینه, ای که من دارم, غبار نیست بر آیینه ای که من دارم, ز چشم پر گهرم اختران عجب دارند که غافلند ز گنجینه ای که من دارم, به هجر و وصل مرا تاب آرمیدن نیست یکیست شنبه و آدینه اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد ابراهیمی تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 21:47

صفحه بندی